۱۳۸۸ مرداد ۲۲, پنجشنبه


Mercy killing


هزار سال ِ نوری
بیابان و ریگ و شوره زار
هزار سال
چون دو سایه در پستوی شب و روز
هزاره ی سوم خنجری ست
دسته اش را به تو می سپارم پدر
زمان درست
خسوف کامل است
تمامش کن


امرداد 88


۲ نظر:

اعظم گفت...

اي بابا رفيق!
خوب بود بسي!

سعید دارایی گفت...

قصه ی اسب و پدر منتظر شماست . شاید این خسوفی که از آن حرف می زنی در ما همه مشترک است