۱۳۸۸ مرداد ۱۷, شنبه


در آسمان تهی می پوسد
ماه کپک زده
_مرهم مقرر_
و ابر
چه خشک
چه بی مایه می گذرد

باد
بوزد یا نوزد
بوی ضجه در هواست

آه شبهای سرفراز
شبهای مفتخر به لولیدن کرمکان پست
خورشیدتان کجاست؟
از شرق شوکتتان کی طلوع می کند
با داغ شرم
که می درخشد بر پیشانی اش
امرداد ۸۸

هیچ نظری موجود نیست: