skip to main
|
skip to sidebar
باران بی هنگام
خودم را می نویسم.شعر می شود؟
۱۳۸۸ مرداد ۲۸, چهارشنبه
صبح روی ملافه ها
انگشت اشاره می خزد به دهان داغ حسرت
ششششش...
تنهایی
شره می کند به گلوی سرد اتاق
امرداد 88
۱ نظر:
mina گفت...
salam kiana
۳۰ مرداد, ۱۳۸۸
ارسال یک نظر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
در برم گرفته ای
در برت گرفته ام
و تنهایی
گوشه ای تار می تند .
شعرهای کیانا برومند جاوید
داستان هایم
شعرهایم
وبلاگ هایی که می خوانم
پستو
◄
2010
(2)
◄
آوریل
(1)
◄
فوریهٔ
(1)
▼
2009
(46)
◄
دسامبر
(5)
◄
نوامبر
(8)
◄
اکتبر
(9)
◄
سپتامبر
(3)
▼
اوت
(12)
لابه لای سپیدی ملافه هادرست شبیه روز اول،پای دیوار...
تکه تکه خواب بیابان را می بریدمینی بوس لکنتهصندلی ...
دوشعر
صبح روی ملافه هاانگشت اشاره می خزد به دهان داغ حس...
Mercy killing هزار سال ِ نوری بیابان و ریگ و شوره ...
kiss/ painter: gostav klimt
از من و تو کاری ساخته نیستزخم با خنجری که پیش رو د...
نظارت در ادبياتامير احمديآريان نظارت در شکل کلاسي...
بند بند انگشتانت را حفظ می کنمدرخشش چشمانت ...
در آسمان تهی می پوسد ماه کپک زده_مرهم مقرر_و ابرچ...
گاهی که تنهایی از تارهای عنکبوتبه دیواراز دیوار ...
شعری از ایرج جنتی عطایی
◄
ژوئیهٔ
(9)
کیانا برومند جاوید
مشاهده نمایه کامل من
موسیقی وبلاگ
۱ نظر:
salam kiana
ارسال یک نظر