۱۳۸۸ مهر ۱۰, جمعه



۱ نظر:

حسین قطره سامانی گفت...

سلام. یه بار اومدم باز نشدن امروز ولی خوب.. حدس می زدم عکس یا طرح یا نقاشی باشن قبل از باز شدن. و خوب جالب بود برام دو تا کار این جوری از شما و تلاش در پرداخت ایده در شکل و ساختار شعر هم جهت با محتوا و مضمون. این وسوسه و شاید بعضی وقتا دغدغه را فکر می کنم قبلاً هم تو نوشته هاتون دیده بودم یا حس کرده بودم. چیزی که خوب هستش این که ماهیت شعر شما تو این جور کارا (جدا از بحث در مورد کیفیت) یه مرتبه فدای تجربه گرایی نمی شه. یعنی حالت از این شاخه به اون شاخه پیش نمی آد... می آید/ و نرده مهتابی: بیشتر دوستش داشتم.