۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

pieta اثر گلنار طبیب زاده





چهار راه :

صلیبِ آسفالت اندود،

و میخ :

گلوله ای بی طاقت در تفنگ.


ماشه رابکش

که حنجره ام حاضر است

دستهایم را خود به آسمان می دوزم



شهریور88







۳ نظر:

دوشیزه شب گفت...

و در آسمان فریاد خواهم کرد ندای آزادی را...

حسین قطره سامانی گفت...

سلام. این شعر در واقع شرح یه تصویر هستش. اون سطرایی که توصیف می کنن و تشبیه می کنن و اون حس آمیزی ها برای من در خدمت یک تصویر یکتان که اصلاً شاید دلیل سرودن این شعره. این ریشه یابی ها البته ضروری نیستن اصلاً. من می خواستم اینا بگم که عناصر و مخصوصاً ریتم ضربه دار شعر و کوتاه بودنش (که شعر بلند بلای این تصویره) خوب در خدمت تصویرین که روان میشه و به "م" آخر می دوزم که می رسه منجمد می شه و شکل می گیره.

هالوی اسفندی گفت...

این شعر میتونست به یه حجم قوی تبدیل بشه. قشنگ بود.